محمد بن محمد بن أحمد القرشي ( ابن الاخوة ) ( مترجم : جعفر شعار )
194
آيين شهردارى ( فارسى )
فرستاد و به وى گفت : « چون دو خصم نزد تو آيند داورى مكن مگر آنكه سخن دومى را نيز بشنوى . » على گويد : پس از اين كلام چيزى بر من دشوار نگرديد . و نيز رسول خدا معاذ را به قضاى يمن و عتاب بن اسيد را در سال فتح به قضاء مكه برگماشت . ابو بكر ( رض ) انس بن مالك را قاضى بحرين كرد و عمر بن خطاب ( رض ) ابو موسى اشعرى را قاضى بصره و عبد الله بن مسعود را قاضى كوفه كرد و على بن ابى طالب ( رض ) عبد الله بن عباس را قاضى بصره ، و عثمان ( رض ) شريح را قاضى كرد . قضاء واجب كفايى است ، چون يكى از مردم بدان پردازد از ديگران ساقط است . قضاء از قبيل امر به معروف و نهى از منكر و از جهاد افضل است چنان كه اگر ترك كنند همه گناهكارند . قاضى بايد به كتاب و سنت و اجماع امت و موارد اختلاف گذشتگان آشنا باشد ، همچنين بايد فقيه و عالم به موارد قياس و استنباط از اخبارى كه مختلف باشد و ترجيح اقوال امامان در موارد اشتباه و نيز خردمند و امين و پايدار و بردبار و هشيار و بيدار باشد و غافلگيرش نكنند و فريبش ندهند ، چشم و گوشش بىعيب و به زبانهاى مردمى كه دربارهء آنان داورى مىكند آشنا باشد و پاكدامن و منزه و بىطمع و عادل و رشيد و درست لهجه و صاحب تدبير و حكمش قاطع باشد و سرزنش مردمان او را از حق بازندارد ، خوشاندام و با وقار و آرامش باشد ، و اگر از قريش باشد بهتر است . حكايت كنند كه على بن ابى طالب ( رض ) ابو الاسود دؤلى را شغل قضا داد و در همان روز او را بر كنار ساخت . گفت : چرا معزولم كردى ؟ به خدا سوگند من خيانتى نكردم و به من خيانتى نشد . فرمود : شنيدم كه در محاكمه بانگ آواز تو از آواز طرفين بلندتر بود . امام شافعى ( رض ) گويد : « قاضى نبايد جابر و ظالم و ناتوان و زبون باشد » . و برخى گفتهاند : قاضى بايد استوار باشد بىسختگيرى ، و نرم باشد